انواع هواپيما air
 

این وبلاک توسط وحید دشمن فکن نوشته شده است درباره انواع هواپیمای air)ج و ب و ه وم وف

»
» (139) عمومی


 
ایرانسیل
نجوم شناسی
طنز ورزشکاران

.::تالار گفتمان::.
بازديد هاي امروز : 2
بازديد هاي ديروز : 1
بازديد هاي اين ماه : 54
كل مطالب : 139
كل بازديد ها : 3409
ايجاد صفحه : 0.125
ثانيه

 

وحيد دشمن فكن (139)

: نام 
: ايميل
اضافه    حذف

 

2:11 PM پنجشنبه، 21 شهریور هزار و سیصد و هشتاد و هفت
 

 


 

 

موضوع: عمومی |  نویسنده: وحيد دشمن فكن | نظرات 18    

 
 
 

12:14 PM جمعه، 7 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هفت
 

با سرعتي معادل 2700 كيلومتر برساعت



کنکورد هواپیمای مسافربری سریع که صوت خود را شکست داد       شامت موتور  پی .ای.جی. اپلین است میتواند ۱۰۰۰مسافر را با خود ببردقدرت ۱۸۵۹نیو فیجت است 

 

 

موضوع: عمومی |  نویسنده: وحيد دشمن فكن | (نظر بدهید.)    

 
 
 

12:07 PM جمعه، 7 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هفت
 

نظريه هاي انيشتن(نسبت عام و خاص )چيست؟

 


انشتين دو نظريه دارد. نسبيت خاص را در سن 25 سالگي بوجود آورد و ده سال بعد توانست نسبيت عام را مطرح كند.
نسبيت خاص بطور خلاصه تنها نظريه ايست كه در سرعتهاي بالا ( در شرايطي كه سرعت در خلال حركت تغيير نكند--سرعت ثابت-) ميتوان به اعداد و محاسباتش اعتماد كرد. جهان ما جوريست كه در سرعتهاي بالا از قوانين عجيبي پيروي مي كند كه در زندگي ما قابل ديدن نيستند. مثلا وقتي جسمي با سرعت نزديك سرعت نور حركت كند زمان براي او بسيار كند مي گذرد. و همچنين ابعاد اين جسم كوچك تر ميشود. جرم جسمي كه با سرعت بسيار زياد حركت مي كند ديگر ثابت نيست بلكه ازدياد پيدا مي كند. اگر جسمي با سرعت نور حركت كند، زمان برايش متوقف مي شود، طولش به صفر ميرسد و جرمش بينهايت ميشود.
نسبيت عام براي حركتهايي ساخته شده كه در خلال حركت سرعت تغيير مي كند يا باصطلاح حركت شتابدارند. شتاب گرانش زمين g كه همان عدد 2<9.81m/sاست نيز يك نوع شتاب است. پس نسبيت عام با شتابها كار دارد نه با حركت. نظريه ايست راجع به اجرامي كه شتاب ثقل دارند. كلا هرجا در عالم، جرمي در فضاي خالي باشد حتما يك شتاب جاذبه در اطراف خود دارد كه مقدار عددي آن وابسته به جرم آن جسم مي باشد. پس در اطراف هر جسمي شتابي وجود دارد. نسبيت عام با اين شتابها سر و كار دارد و بيان مي كند كه هر جسمي كه از سطح يك سياره دور شود زمان براي او كند تر ميشود. يعني مثلا، اگر دوربيني روي ساعت من بگذارند و از عقربه هاي ساعتم فيلم زنده بگيرند و روي ساعت آدمي كه دارد بالا ميرود و از سياره ي زمين جدا ميشود هم دوربيني بگذارند و هردو فيلم را كنار هم روي يك صفحه ي تلويزيوني پخش كنند، ملاحظه خواهيم كرد كه ساعت من تند تر كار مي كند. نسبيت عام نتايج بسيار عجيب و قابل اثبات در آزمايشگاهي دارد. مثلا نوري كه به اطراف ستاره اي سنگين ميرسد كمي بسمت آن ستاره خم ميشود. سياهچاله ها هم بر اساس همين خاصيت است كه كار مي كنند. جرم انها بقدري زياد و حجمشان بقدري كم است كه نور وقتي از كنار آنها مي گذرد به داخل آنها مي افتد و هرگز بيرون نمي آيد.


 

 

موضوع: عمومی |  نویسنده: وحيد دشمن فكن | (نظر بدهید.)    

 
 
 

12:06 PM جمعه، 7 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هفت
 

حفره سياه (سياهچاله) چيست؟



يك حفره سياه فضايي، جسمي است كه سرعت گريز آن بيشتر از سرعت نور باشد. سرعت گريز، به حداقل سرعتي گفته ميشود كه يك جسم بايد دارا باشد تا بتواند از جاذبه جسم ديگري بگريزد.
براي گريز از نيروي جاذبه زمين، سرعت يك جسم بايد به بيش از 40،000 كيلومتر در ساعت برسد. اما براي گريز از حفرة سياه، سرعت جسم بايد به بيش از سرعت نور كه حدود 300،000 كيلومتر در ثانيه است برسد، يعني سرعت آن، بيش از يك ميليارد و هشتاد ميليون كيلومتر در ساعت باشد.
براي رسيدن به چنين سرعتي، بطور طبيعي، يك مشكل وجود دارد، و آن اين است كه فقط نور چنين سرعتي دارد. چيزهايي كه مثل انسان و سفينة فضائي از ماده ساخته شده اند، حتي نمي توانند حدود آن سرعت را داشته باشند. به همين دليل، هيچ چيزي نمي تواند از حفره سياه بگريزد. اگر نور نتواند از حفره سياه بگريزد، اين بدين معني است كه ما قادر به ديدن آن نخواهيم بود و در نتيجه، نمي توانيم بفهميم كه چه چيزي در حفره سياه اتفاق ميافتد. در حقيقت عقايد ما در مورد حفرههاي سياه از تئوري كلي نسبيت آلبرت انيشتين منشاء ميگيرد. براي دانشمندان مسلم است كه داخل يك حفره سياه فعل و انفعالات فيزيكي ناشناخته زيادي انجام ميگيرد.
حفرههاي سياه بازمانده از ستارگان عظيمي هستند كه سوختشان به اتمام رسيده و به اصطلاح مرده اند. البته، فقط ستارگاني كه حجم آنها بيش از سه برابر خورشيد خودمان است، حفرههاي سياه بوجود ميآورند. بعضي از اين ستارگان عظيم، منفجر شده و بصورت يك "سوپر نوا"ي درخشان در ميآيند. بعضي سوپر نواها، بطور كامل منفجر شده و چيزي از خود باقي نمي گذارند. اما بعضي ديگر در مركز خودشان فرو ميريزند و همه مواد در آنها با هم محكم برخورد كرده و به هم مي چسبند. بستگي به اينكه مركز آنها چقدر عظيم و حجيم باشد، سوپر نواها تبديل به نوترون شده و يا تبديل به حفرههاي سياه ميشوند.

به اين خاطر كه ما نميتوانيم خود حفرههاي سياه را ببينيم، ممكن است فكر كنيم كه پيدا كردن آنها غير ممكن است. اما به كمك فنآوريهاي ستاره شناسي، اولين آنها در سال 1972 ميلادي كشف شد. نام اين حفره Cyghus x-1 و متعلق به كهكشان راه شيري است. با وجود اينكه خود حفرههاي سياه ديده نميشوند، اما تاثير قوة جاذبه عظيم آنها بر ستارههاي نزديكشان را ميتوان بررسي كرد. هميشه يك ستاره، با سوپر نوا جفت ميشود و گازهاي حاصل از آن ستاره بصورت مارپيچ به داخل سوپر نوا بلعيده ميشوند. حركت مارپيچي گازها، تصوير يك حفره سياه را در مركز سوپر نوا بوجود ميآورد و بدين جهت است كه آن را حفره سياه مينامند
 

 

موضوع: عمومی |  نویسنده: وحيد دشمن فكن | (نظر بدهید.)    

 
 
 

12:02 PM جمعه، 7 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هفت
 

هاوگ محصولي از شركت ريتون آمريكا است كه در سال 1952 طي قرادادي از طريق نيروي زميني ايالات متحده سفارش داده شد. در سال 1954 شركت نورث روپ گرومن هم وارد معركه شده و نسبت به ارتقاء سيستم كنترل آتش و همكاري با ريتون اعلام آمادگي كرد و در 1957 اولين تست عملياتي هاوگ به انجام رسيد. براي بدست آوردن بالاترين ضريب كارايي تست هاي متعددي در اين فاصله تا سال 1959 صورت گرفته كه نتيجه همه آنها حاكي از كارايي مثبت اين سيستم داشت و سرانجام در سال 1960 عملاً وارد صحنه نظامي گرديد. از آن زمان تاكنون هاوگ در نبرد هاي مختلفي در سراسر جهان مورد استفاده قرار گرفته و قدرت آتشباري خوبي را از خود نشان داده است.
هاوگ در واقع مجموعه اي پيچيده از تجهيزات الكترونيكي شامل ( يك رادار ، يك لانچر موشك ، شيلتر كنترل و سيستم تغذيه ) مي باشد كه با قرار گيري در يك آرايش منظم مي تواند در مواقع لزوم مورد استفاده قرار بگيرد.

هاوگ يك سكوي پدافندي زمين به هوا است. اين سيستم از انعطاف پذيري بالايي برخوردار بوده و اين امكان را دارد در موقعيت ها و شرايط گوناگون وظايف عملياتي خود را بخوبي ايفا نمايد.
برد سلاح هاوگ 40 كيلو متر مي باشد و مي توان از آن در سطح وسيعي از نيرو هاي زميني ، دريايي و هوايي استفاده نمود.
در سيستم راداري هاوگ سامانه قفل شونده نيمه فعال قرار دارد. در اين روش موشك با توجه به فرمان هاي راداري بروي هدف قفل كرده و بصورت Semi-Active عمل مي نمايد ، از اينرو پدافند خوبي را در مقابل اهداف بلند و متوسط پرواز برقرار مي سازد.
سامانه دفاعي هاوگ بطور معمول مي تواند از 4 سيستم راداري استفاده نمايد ، كه مهمترين و متداول ترين نوع از اين تجهيزات شامل PAR‌يا رادار جمع آوري پالسي و CWAR يا رادار جمع آوري سيگنال هاي موج پيوسته مي شود.
چنانچه اين رادار ها به هر دليل دچار اختلال يا حمله الكترونيكي ECM‌ شوند اين احتمال وجود دارد تا اطلاعات بدست آمده از قبيل مسافت و فاصله دقيق هدف از بين برود . به همين منظور از يك رادار مسافت ياب مستقل نيز مي توان استفاده نمود. از رادار تشعشعي با توان بالا يا HPI زماني استفاده مي شود كه هدف در كل مسير شناسايي شده از اينرو رهگيري و كنترل مي شود.
هاوگ طي مراحل مختلفي بهينه سازي شده و اين ارتقاء در ساختار الكترونيكي موشك بيشتر بچشم مي خورد. موشك هاوگ مجهز به يك پردازشگر ديتاي تمام اتوماتيك ديجيتالي يا DADP همراه با يك واحد هماهنگ كننده مركزي يا CIC‌است. با استفاده از اين تجهيزات ارزيابي دقيقي روي تهديدات صورت گرفته و تركيب موشك در مقابل اقدامات فريبنده الكترونيكي كمتر تحت تاثير قرار مي گيرد.
بهسازي ديگر بروي سيستم رادار پالسي و تشعشعي آن بود كه به يك پكيج كامل ناوبري مجهز گرديد. همينطور سيستم يكپارچه كامپيوتري آن قابليت هاي متعددي يافته و در برابر حملات بالستيكي كوتاه برد توان بيشتري يافت.
در همين حال يك رادار سه بعدي MPQ-64 به مجموعه آشكارسازها ي آن افزوده شد و كلاهك موشك تقويت شده است.
سيستم راداري هاوگ بروي باند X عمل كرده و علاوه بر موارد گفته شده انواع ديگري نظير AN/MPQ-B4‌، ANTPS-59 و TPS-59 را شامل مي شود. از اينرو هاوگ در برابر اهداف پرنده نظير انواع هواپيما ها و بالگرد ها ، موشك هاي كروز و حتي هواپيماهاي بدون سرنشين مي تواند به مقابله بپردازد.
موشك زمين به هواي سام-6 موسوم به گينفول




موشك سام-6 را مي توان رقيب روسي هاوك دانست كه يك سر و گردن از آن قويتر است. پروژه ساخت اين موشك در دهه 1950 آغاز شد. اولين تست آن در سال 1961 انجام گرفت كه مشكلاتي از جمله نقص موتور آن آزمايش را ناموفق كرد. ولي سرانجام پس از رفع نواقص در سال 1966 با موفقيت آزمايش شده و سپس به توليد انبوه رسيد. در سال 1977 هم نوع ارتقا يافته اين موشك با موفقيت آزمايش شد كه تواناييهاي بيشتري نسبت به نوع قبلي دارا بود. در ضمن نوع مخصوص نيروي دريايي اين موشك با كد سام-ان-3 شناخته مي شود. به هر حال اين موشك هم اكنون نيز جزو خطرناكترين سيستمهاي پدافند ضد هوايي محسوب مي شود كه در صورت استفاده صحيح دقت آن تقريبا 100٪ است. لازم به ذكر است كه در جنگ 1973 بين اعراب و اسراييل ، مصر با استفاده تقريبا حرفه اي از اين موشك 64 فروند جنگنده اسراييل را تنها با شليك 95 موشك سرنگون ساخت!




مشخصات اين سام-6 عبارتند از :
كشور سازنده : شوروي سابق
نوع ماموريت : انهدام انواع هواپيما در ارتفاع متوسط + انهدام موشكهاي كروز
طول : 5.8 متر قطر : 33.5 سانتيمتر
وزن : 599 كيلو گرم
حداكثر برد : 24 الي 28 كيلومتر
حداكثر ارتفاع اثر : 12 الي 14 كيلومتر
سرعت : 2.8 ماخ
وزن كلاهك : 59 كيلوگرم
بازه زماني شليك : 20 ثانيه
نوع سيستم هدايتي : semi-active radar homing
(on recently upgraded complexes TV/optical seeker introduced)
For protection aganst anti-radar missiles seeker of SAM can lock on target mid-air, after launch

منبع www.aeronautics.ru

این موشک در حال حاضر در خدمت ارتش ایران میباشد
 

 

موضوع: عمومی |  نویسنده: وحيد دشمن فكن | (نظر بدهید.)    

 
 
 

1:05 PM جمعه، 13 اردیبهشت هزار و سیصد و هشتاد و هفت
 

همانگونه که وعده داده شده بود، به جهت اهمیت موضوع موشک های کروز در رابطه با ایران، «آویا» در سلسله مقالاتی، تبیین جایگاه این موشک ها و تکنولوژی به کار رفته در آنها را در دستور کار خود قرار داده است.

در عنوان اول از این سلسله مقالات به معرفی، تاریخچه و انواع موشک های کروز پرداخته شد. همچنین اشاره شد که چرا بحث موشک های کروز در رابطه با ایران پراهمیت است و از زوایای مختلف این امر مورد بررسی قرار گرفت. 

اجمالا برخی از دلایل اهمیت این سیستم های تسلیحاتی عبارتند از:

-     موشک های کروز به عنوان یک تهدبد جدی علیه ایران مطرح هستند، این موضوع چه به لحاظ استراتژیک (در صورت وقوع هرگونه حمله نظامی)  و چه از دیدگاه تاثیر بر روند مذاکرات جاری بین ایران و جوامع بین المللی اهمیت دارد.

-          ایران در مظان دستیابی به تعدادی موشک کروز استراتژیک است

-          ایران در مظان دستیابی به تکنولوژی موشک های کروز است

 

در این بخش از مقاله تلاش می شود به سوالات زیر پاسخ داده شود:

1- چرا موشک های کروز مورد توجه و علاقمندی کشورها قرار گرفته اند؟ این موشک ها چه برتری نسبت به سایر سیستم های تسلیحاتی دارند؟

2-  آیا کشوری با سطح تکنولوژی ایران توانمندی دستیابی به فناوری این موشک ها را دارد؟

اگرچه پاسخ دادن به این سوالات چندان سهل و آسان نیست ولی تلاش می شود در حد بضاعت به آنها پرداخته شود

 

1- چرا موشک کروز؟

امروزه سیستم های تسلیحاتی متنوعی برای عملیات تهاجمی و آفندی ساخته و عرضه می شوند که یک دسته از آنها موشک های کروز می باشند.

موشک های کروز سلاح های تهدید کننده‌ای برای نیروهای متخاصم به شمار می روند چرا که:‌

1-1- قیمت آنها در مقایسه با کارایی شان و ضربه ای که می توانند به دشمن وارد کنند، پایین است و می توان آنها را به تعداد، به سوی هدف پرتاب نمود و بدین ترتیب به سیتسم پدافندی دشمن نفوذ نمود.

2-1- این موشک ها می‌توانند به گونه ای طراحی شوند که ابعاد کوچکی داشته باشند (به همراه موتورهای کوچک)‌ و بدین ترتیب قادر خواهند بود به شبکه راداری و نیز سیستم های ردیاب مادون قرمز دشمن نفوذ کنند.

3-1- تکنولوژی ساخت آنها (در مقایسه با جنگده و بمب افکن های تاکتیکی و استراتژیک) نسبتاَ ساده بوده ومعمولاَ برای کشورهایی که قادر به طراحی و ساخت هواپیماهای ساده‌ای باشند دستیابی به تکنولوژی برخی از انواع موشک های کروز مقدور خواهد بود.

موشک براهموس- موشک کروز سوپرسونیک محصول مشترک هند و روسیه

هند در ماه های اخیر تبلیغات زیادی روی این موشک به عنوان یک همکاری مشترک تکنولوژیک نموده است.

 

4-1- این گونه سلاح ها نیاز به خدمه پردازی ندارند. در نتیجه خود به خود، زمان آموزش، هزینه آموزش خدمه ونیز هزینه نگهداری و به روز نگهداشتن شرایط عملیاتی آنها نیز بسیار کم است.

5-1- همچنین این نوع سلاح ها نیاز به آشیانه یا پایگاه های بزرگ ندارند. مجموعه این عوامل، علاوه بر مزایایی که در شرایط جنگی به همراه دارند، باعث می شود تا در صورت اجرای پروژه‌ای مبنی بر طراحی و توسعه آنها، نتوان به راحتی رد آنها را دنبال نمود ویا چگونگی پیشرفت چنین پروژه هایی را تعقیب کرد که این عامل از دیدگاه امنیتی و اطلاعاتی، مزیت ویژه ای به شمار می رود.

 

6-1-  یکی دیگر از عواملی که باعث جلب برخی کشورها به سمت این نوع سلاح ها شده است آن است که می توانند انواعی از این موشک ها را از کشورهای سازنده خریداری نموده و با اعمال اصلاحاتی،‌ آنها را برای انجام ماموریتی خاص تغییر دهند و یا اینکه با استفاده از شیوه های مهندسی مع و کپی سازی و با بهره گیری از قطعات و تجهیزات موجود و در دسترس آنها را باز تولید نمایند.

موشک کروز امریکاییCALCM در حال اصابت به هدف!

 

7-1- ابعاد موشک های کروز در مقایسه با سیستم های تسلیحاتی مشابه کوچکتر است و حمل ونقل آنها با سهولت بیشتری انجام می شود که این عامل مزیت مهمی به خصوص در زمان جنگ، به شمار می‌رود.

8-1- هزینه توسعه سیستم های پدافندی علیه موشک های کروز، بالا است . همین موضوع جذابیت این نوع سلاح را به عنوان یک سیستم آفندی افزایش می دهد. لازم به ذکر است قابلیت‌های موشک های کروز بسیار متنوع و متفاوت است. اما بر اساس متون منتشره

سه عامل که می توانند یک موشک کروز را به یک سلاح تهدید کننده  استراتژیک تبدیل نمایند، عبارتند از:

 الف- افزایش برد تا بیش از 500 کیلومتر

ب – توانایی نفوذ در سیستم های دفاعی

ج –به کارگیری تکنولوژی هایی که امکان تولید انبوه این موشک ها را با قیمت ارزان فراهم آورند.

موارد فوق به تنهایی یا درکنار هم می توانند منجر به سلاحی گردند که علیه قدرت های بزرگ نظامی نیز به عنوان یک تهدید جدی به شمار می روند.

9-1- مورد دیگری که باعث جذابیت این سیستم تسلیحاتی برای برخی کشورها شده است، قابلیت این سیستم در حمل کلاهک های بیولوژیکی و شیمیایی است. موشک های کروز شرایط مناسب تری از لحاظ حمل این نوع کلا هکها دارند و قدرت آسیب رسانی آنها نسبت به موشک های بالستیک مشابه بسیار بیشتر است (حدوداَ 10 برابر بیشتر).

 

با توجه به موارد فوق می توان حدس زد که چرا این سیستم تسلیحاتی اینچنین مورد توجه دول و تصمیم سازان دفاعی آنها قرار دارد.

 تعدادی از موشک های کروز شرقی با ماموریت های مختلف

 

 

2- امکان دستیابی به موشک های کروز

آیا می توان در کشور دست به طراحی و تولید موشک های کروز زد . آیا بضاعت فنی و تکنولوژیکی فعلی امکان دسترسی به چنین سیستم تسلیحاتی را می دهد؟

برای پاسخ به این سوال باید توجه نمود که دو را ه برای رسیدن به یک موشک کروز وجود دارد:

1-2- شروع به جمع آوری دانش و تکنولوژی لازم و طراحی یک موشک کروز از ابتدا (که مستلزم زمان زیادی است )

2-2- استفاده از یک وسیله پرنده پایه و تغییر آن با هدف موشک کرزو (که مستلزم زمان کمتری است)

 

1-2- طراحی یک موشک کروز از ابتدا

یکی از راه های دستیابی به موشک کروز،‌اقدام به طراحی چنین سیستم تسلحاتی با در نظر گرفتن نیازهای بومی است. البته باید تاکید کر د که تنها سه کشور امریکا، ‌روسیه، و تا حدودی فرانسه دارای تکنولوژی موشک های کروز LACM می باشند و این خود بیانگر پیچیدگی های این مساله است (توجه به این موضوع که کشورهای زیادی علاقه مند به داشتن این تکنولوژی می باشند،‌ ابعاد این موضوع را روشن تر می کند).

 مروری اجمالی بر قیمت موشک های بالستیک و کروز نشان می دهد که احتمالا توسعه موشک های کروز نسبت به موشک های بالسیتیک میان برد با مشکلات کمتری مواجه است.

در موشک های کروز Response Cycle Time  آنچنان که در موشک های بالستیک برای کنترل و ماندن در مسیر مطلوب لازم است سریع باشد، مهم و حیاتی نیست. طیف سرعتی که یک موشک کروز معمولی تجربه می کند در مقایسه با طیف سرعتی که یک موشک بالستیک در مسیر پروازی خود با آن مواجه است کوچکتر و محدودتر است. همین موضوع در مورد شتاب و بردهای وارده نیز صادق است.

گرمایش آیردودینامیکی reentry و...در مورد موشک های کروز معمولی مطرح نمی باشند و طراحی و استفاده از سرجنگی در موشک های کروز در مقایسه با موشک های بالستیک، ساده تر به نظر می رسد. بعلاوه موشک های کروز با موشک های بالستیک این تفاوت را دارند که تکنولوژی به کار رفته آنها چنان  است که در بسیاری از وسایل پرنده دیگر که در دسترس هستند نیز وجود دارد. بنابراین احتمال اینکه بتوان سخت افزار و سیستم های مورد نیاز برای موشک کروز را به هر نحوی تهیه نمود، زیاد است. ضمناَ بهبود و ارتقاء موشک های کروز نسبت به موشک های بالستیک ساده تر است.

دست کم 12 کشور وجود دارند که موشک کروز حال با هر توانایی][1][ ساخته و به تولید رسانده اند

1-انگلستان                           4- فرانسه                       7-ایتالیا              10-روسیه

2-امریکا                                 5-آلمان                          8-ژاپن                11-سوئد           

3-چین                                  6-اسرائیل                       9-نروژ                12-تایوان

که واردات و تامین اجزاء و قطعات ویا تامین اصل موشک برای بررسی تکنولوژی و امثالهم از این کشورها می تواند صورت گیرد.

علاوه بر اینها به نظر می رسد سیستم های اویونیکی وسایل پرنده غیر نظامی که امروزه در دسترس و موجود می باشند، از نظر دقت، وزن و ابعاد در حدی هستند که بتوان آنها را در یک موشک کروز به کار گرفت.

البته باید توجه داشت که با وجود سیستم های ضد تسلیحاتی امروزی نمی توان به طراحی موشک های کروزی با کارایی پایین اکتفاد نمود. چرا که در اینصورت عملا هزینه های صورت گرفته برای این منظور، بی فایده خواهند بود. اجمالا مشخصات کلی زیر را می توان به عنوان مشخصات یک موشک کروز کارا برشمرد:

الف-قادر باشد تا ماموریت های دقیق را به انجام برساند.

ب-از تکنولوژی stealth  یا رادراگریزی در آن استفاده شده باشد.

ج-امکان پرتاب از هواپیما های جنگنده معمولی (درصورت هواپرتاب بودن) را داشته باشد.

د-توانایی پرواز High subsonic  و در ارتفاع پایین (نزدیک سطح زمین) را دارا باشد.

یکی از موارد مهمی که در قابلیت نفوذ یک موشک کروز بسیار اهمیت دارد، پنهانکاری آن است که برای اجرای آن لازم است آشنایی با تکنولوژی کاهش امواج راداری و مادون قرمز کسب شود. از جمله:

-          کاهش امواج I.R ساطع شده از خروجی موتور

-          رنگ ها وپوشش هایی که از انتشار امواج از لبه حمله سطوح آیرودینامیکی و لبه های تیز جلوگیری می کنند.

-     برنامه های کامپیوتری که قادر به شبیه سازی جریان اطراف بدنه و سطوح آیرودینامیکی با دقت کافی باشند تا این سطوح به گونه ای تغییر داده شوند که حتی الامکان، انتقال حرارت و آشفتگی جریان در اطراف آنها به حداقل برسد و نیز تکنولوژی تونل باد که قادر به تایید و اعتبار سنجی این نتایج باشد.

-          نرم افزارهای کامپیوتری که قادر به تخمین RCS  باشند و با استفاده از آنها بتوان RCS را به حداقل رساند.

-     سیستم هدایت این موشک ها نیز به لحاظ تکنولوژی چالش برانگیز است. حتی حافظه ای که در این سیستم لازم است تا نقشه مسیر حرکت موشک را در خود ذخیره کند، دغدغه برانگیر خواهد بود. چرا که برای این منظور حافظه های کامپیوتری نسبتا بزرگی لازم است، به گونه ای که بتوانند، در مقابل ارتعاشات و دماهای زیادی که امکان وقوع آنها در طول مسیر حرکت هست، مقاومت کنند. (این موضوع وقتی که زمان پرواز موشک طولانی شود اهمیت شایان توجهی دارد.)

 

اینکه تکنولوژی های  فوق تا چه میزان در کشور در دسترس هستند را نمی توان در این مقال مورد بحث قرار داد و یقینا متولیان و کارشناسان شاغل در صنایع دفاع خواهند توانست خود در این مورد به قضاوت بپردازند.

ولی ذکر یک نکته در مورد این موشک ها ضروری است:

موشک های کروزی که برای حمله به اهداف زمینی استفاده می شوند نیازمند پشتیبانی از طرف یک سیستم ماهواره ای می باشند. چراکه این موشک ها برای رسیدن به اهداف خود لازم است تا در ارتفاعات پایینی پرواز کنند و به همین جهت باید نقشه پستی و بلندی ها  و عوارض زمینی را در لحظه پرتاب داشته باشند تا هم از برخورد با این موانع ایمن باشند و هم از این عوارض زمینی برای یافتن مسیر خود و تصحیح آن بهره بجویند.

ناگفته پیدا است که دسترسی به این اطلاعات منحصر به کشورهای معدودی است و در صورتی که ایران بخواهد از چنین سیستم های تسلیحاتی بهره مند شود باید برای این موضوع چاره جویی کند.      


 

 

موضوع: عمومی |  نویسنده: وحيد دشمن فكن | (نظر بدهید.)    

 
 
 

1:03 PM جمعه، 13 اردیبهشت هزار و سیصد و هشتاد و هفت
 


 

 

موضوع: عمومی |  نویسنده: وحيد دشمن فكن | (نظر بدهید.)    

 
 
 

1:01 PM جمعه، 13 اردیبهشت هزار و سیصد و هشتاد و هفت
 

پروژه JSTARS یک پروژه مشترک میان نیروی هوایی و ارتش ایالات متحده به جهت ایجاد سیستمی دفاعی است که بتواند مامورت های مراقبتی و هدفیابی را در برد بسیار بالا به انجام رسانده و با ایجاد ارتباط میان واحد های مختلف تهاجمی و اطلاعاتی و راداری بعنوان یک پست فرماندهی تمام عیار در آسمان عمل کند.







در سپتامبر 1996 این پروژه گواهی تولید انبوه را بدست آورد و آخرین فروند از یک سفارش 14 فروندی در آگوست 2002 تحویل شد، بعلاوه سه هواپیمای دیگر نیز بین فوریه 2003 تا مارس 2005 تحویل شدند، E-8 ها در اختیار تیپ صد و شانزدهم کنترل هوابرد مستقر در پایگاه رابینز در گرجستان می باشند، این تیپ یک تیپ مشترک از پرسنل نیروی هوایی و گارد ملی دفاع هوایی می باشد.

این هواپیما اطلاعات لازم از صحنه نبرد زمینی را از پست های فرماندهی، واحد های متحرک ارتش و... جمع آوری کرده و یک نقشه کامل از صحنه نبرد زمینی به مانند آنچه در آواکس ها از صحنه نبرد هوایی تهیه می شود ارائه می دهد. این هواپیما توانایی مشخص کردن سرعت و جهت واحد های متحرک زمینی و هلیکوپتر های دشمن را دارد.

این هواپیما در سال 1991 در حالی که هنوز کامل نشده بود و در مراحل آزمایشی قرار داشت در عملیات طوفان صحرا بکار گرفته شد، همچنین این هواپیما در بوسنی و هرزگوین و طی بحران کزوو بکار رفت، در جریان اشغال عراق نیز هشت فروند E-8 پنجاه عملیات پشتیبانی طی ماه های مارس و آپریل 2003 به انجام رساندند.

این هواپیما در یک ماموریت استاندارد دارای سه خدمه پرواز و نوزده خدمه عملیات است، در یک ماموریت طولانی مدت نیز هواپیما دارای سی و چهار خدمه شامل شش خدمه پرواز و بیست و هشت خدمه عملیات است.







هواپیمای بویینگ 737-300 بعنوان هواپیمای پایه در این پروژه انتخاب شده است، این هواپیماها پس از بازسازی توسط شرکت گرومن در لیک چارلز در لویزیانا برای نصب و آزمایش سیستم های الکترونیک به واحد سیستم های مدیریت نبرد در ملبورن در فلوریدا منتقل می شوند.

پیشران هواپیما شامل چهار دستگاه موتور توربوجت JT3D-3B ساخت پرت اند ویتنی است که هرکدام نیرویی برابر 18000 پوند تولید می کنند. مداوت پروازی هواپیما 11 ساعت و 20 ساعت با سوختگیری هوایی است.



رادار

سیستم های راداری توسط شرکت نورثروپ گرومن تولید شده است، آنتن 24 فوتی زیر بدنه با ترکیب گردش مکانیکی و گیرنده/فرستنده های الکترونیکی محیط اطراف را پوشش می دهد و می تواند محل و جهت حرکت اهداف متحرک را پیدا کند. رادار E-8 دارای پنج حالت کاربردی مختلف است که شامل مراقبت محدوده گسترده، نشانه روی هدف ثابت، رادار دید ترکیبی، نشانه روی هدف متحرک و دسته بندی اهداف می باشد.

نیروی هوایی ایالات متحده مسئولیت توسعه نسل جدید رادارهای E-8 را نیز به نرثروپ واگذار کرده، در این برنامه رادار کنونی با یک رادار اسکن الکترونیک دو بعدی که دارای توانایی های جدید نظیر زیر حالت کشف و ردیابی هلیکوپتر، تصویر برداری از صحنه نبرد و... می باشد جایگزین خواهد شد. لازم به ذکر است رادار آب و هوایی هواپیما نیز بین سالهای 2004 تا 2005 بهسازی شده بود.

E-8 دارای هفده کنسول عملیات و یک کنسول ناوبری/دفاع شخصی است، هر کدام از مسئولان کنسول ها می توانند محدوده ای را کنترل کرده و در آن محدوده به مراقبت منطقه و شناسایی و تعقیب اهداف بپردازند.

از جمله دیگر توانایی های E-8 سیستم های پردازش سیگنال است، این سیستم ها به یاری کامپیوترهای سریع مجهز به چهار پردازنده پر سرعت که هر کدام توانایی انجام 600 میلیون عمل در ثانیه را دارند به پردازش سیگنال های دریافتی از واحد های سطحی و هوایی دشمن پرداخته و آنها را در اختیار کنسول ها قرار می دهد.

در سال 1997 نیز وظیفه بهسازی E-8 ها طی دو قرارداد به نورثروپ واگذار شد، طی این قرارداد کامپیوتر های مرکزی هواپیما با کامپیوتر های Compaq AlphaServer GS-320 که به مراتب مدرن تر بودند جایگزین شد، پردازنده های قابل برنامه ریزی سیگنال نیز با نمونه های جدیدتر جایگزین شدند و کابل های فیبر نوری نیز جایگزین سیم های مسی بکار رفته در شبکه داخلی هواپیما شدند. اولین هواپیمای بهسازی شده در فوریه 2002 (بعبارتی پیش از تکمیل سفارش اولیه) تحویل نیروی هوایی شد و تکمیل برنامه نیز تا آگوست 2005 بطول انجامید.







ارتباطات

هواپیما مجهز به دوازده رادیوی رمز گذاری شده UHF، دو رادیو رمز گذاری شده HF و سه رادیو رمز گذاری شده VHF بعلاوه سیستم های ارتباطات امن داخلی برای تماس با واحد های سطحی ثابت و متحرک است.

هواپیما مجهز به دیتالینک های ویژه ارتباط ماهواره ای، دیتالینک ارتباط با واحد های زمینی و سیستم ویژه انتشار اطلاعات می باشد، که می تواند اطلاعات تاکتیکی را بطور گسترده در میان واحد های خودی پخش نموده و امکان ناوبری تاکتیکی را برای آنان فراهم نماید. این سیستم ها کاملا قابل اطمینان اند و می توانند ضمن مقاومت در مقابل اقدامات الکترونیک دشمن ارتباطی امن میان هواپیما و دیگر واحد ها ایجاد کنند.









ترجمه آزاد - منبع: انجمن هوافضا

 

 

موضوع: عمومی |  نویسنده: وحيد دشمن فكن | (نظر بدهید.)    

 
 
 

1:00 PM جمعه، 13 اردیبهشت هزار و سیصد و هشتاد و هفت
 

حدود ۴۰ سال پیش اکثر پروژه های نیروی هوایی آمریکا برای ساخت هواپیماهای جنگنده کوچک با قدرت مانور بالا بود ولی چندی بعد (حدود یک دهه) شیوه های طراحی تغییر کرد و دیگر طراحان و مهندسان توجه خود را به مسایلی مانند سرعت زیاد، ارتفاع بالا و تقویت سیستم های راداری متمرکز ساختند تا هواپیماهای جنگنده کمتر از تهدیدات دشمن بیم و هراس داشته باشند. این مشخصات را به خوبی می توان در جنگنده F-4 آمریکایی ساخت شرکت مک دانل داگلاس ملقب به شبح «phantom که کشور ما هم چندین فروند از این مدل را داراست» دید. هواپیماهای جنگنده F-4 یکی از بازوان پرتوان نیروی هوایی آمریکا در زمان جنگ ویتنام بودند و نکته قابل توجه استفاده دومنظوره از آنها بود زیرا F-4ها علاوه بر نیروی هوایی به نیروی دریایی نیز کمک می کردند. طراحی F-4 در ابتدا طرحی برای ساخت یک هواپیمای رهگیر شکاری بود و به همین علت موتورهای قوی جت (نسبت به زمان خود)، سرعت اوج گیری بالا و قدرت حمل موشک های هدایت شونده، همگی مسایلی بودند که مهندسان برای یک هواپیمای رهگیر در نظر گرفته بودند تا F-4 بتواند در ارتفاعات بالا هواپیماهای پایین تر از خود را هدفگیری کند. البته در جنگ ویتنام هواپیماهای F-4 تنها در نقش جنگنده عملیات انجام دادند. رقیب بسیار سرسخت آن زمان هواپیمای F-4، هواپیمای میگ (Mig-21) روسی بود که البته F-4ها توانمندتر بودند. بعد از جنگ ویتنام طراحان آمریکایی شروع کردند به رفع نقایص F-4ها تا بتوانند نسل جدیدی از هواپیماهای جنگنده را معرفی کنند زیرا چندین فروند F-4 در جنگ نابود شده بود. مشکلات و نواقصی مانند شناسایی سهل و آسان رادارهای دشمن، برد و دید کم راداری که این امر باعث می شد تا خلبانان برای نشانه گیری و هدف یابی به نزدیکی هدف بیایند و شلیک کنند که باعث می شد تا پدافندهای دشمن آنها را شناسایی و نابود کنند این مشکلات به نسبت در هواپیماهای جنگنده بعدی کمتر دیده می شود (به عنوان مثال در جنگنده های F-14 و F-15). در هواپیمای جنگنده F-15 خصوصیات دید راداری بسیار وسیع (۳۶۰ درجه حول هواپیما)، قدرت مانور بسیار بالا و سرعت مافوق صوت باعث شد تا لقب عقاب را بگیرد و یکی از محبوب ترین هواپیماهای نیروی هوایی آمریکا شود که نسبت به هواپیما F-4 بسیار پیشرفته تر، سریع تر و بلندپروازتر بود. F-15 جزو اولین هواپیماهایی بود که با موشک های مدرن اسپارو (Sparrow) تجهیز شد. در تمامی موارد F-15 نسبت به F-4برتری داشت به جز یک مسئله و آن هم هزینه سنگین ساختش بود. این جنگنده می تواند با سرعت ۵/۲ ماخ در ارتفاع ۶۵ هزارپایی پرواز کند.باز هم بعد از مدتی نیروی هوایی آمریکا با صرف بودجه های هنگفت ، برای رفع تمامی نیازهایش،به فکر ایجاد قوی ترین نیروی هوایی دنیا افتاد و سریعاً شرکت های بزرگ صنعت هوافضا را «البته تنها شرکت های آمریکایی» مانند بوئینگ، لاکهید مارتین، نورثروپ، مک دانل داگلاس و... را دعوت به همکاری کرد و با ایجاد رقابت های سخت میان آنها به هدفش رسید. نیروی هوایی آمریکا به این شرکت ها اعلام کرد که طرح های مفهومی (Concept) بهترین جنگنده ای را که می توانند بسازند، اعلام کنند. در مدت کمتر از یک سال چندین طرح از هر شرکت به نیروی هوایی ارایه شد که از میان آنها طرح YF-16 از شرکت جنرال داینامیک و YF-17 از شرکت نورثروپ برگزیده شدند. طرح YF-16 دارای یک موتور توربوفن بود و وزن کمی داشت در صورتی که YF-17 دو موتور جت داشت که از YF-16 سنگین تر و طویل تر بود. بعد از چانه زنی های فراوان بین طرح های موجود سرانجام در سال ۱۹۷۶ طرح F-16 بر F-17 غالب آمد و نیروی هوایی آمریکا به عنوان جنگنده ای برای آینده با آن موافقت کرد. در آن زمان هم نشریات آمریکایی موضع گیری جالبی در مقابل F-16 نشان ندادند و طراحان شرکت جنرال داینامیک برای بهتر جلوه دادن این هواپیما نهایت سعی و تلاش خود را انجام دادند تا در مقابل تهدید لغو قرارداد ساخت F-16 پایداری کنند. به عنوان مثال یکی از مهم ترین رقبای F-16 در یگان هوایی آمریکا هواپیمای F-15 بود که مهندسان شرکت جنرال داینامیک برای صرفه جویی در هزینه ها در ساخت بدنه F-16تنها دو درصد از فلز تیتانیوم استفاده کردند در صورتی که ۲۵ درصد وزن بدنه هواپیمای F-15 از تیتانیوم ساخته شده است. یک سامانه هدایت الکتریکی پیشرفته (Fly-by-Wire) پیشرفته در این هواپیما کار خلبان را بسیار آسان تر کرده است. یکی از مهم ترین نکات هواپیمای F-16 نسبت تحمل بار زیاد به وزن کم بدنه است که می تواند مقدار زیادی از تسلیحات جنگی را در هر پرواز با خود حمل کند. کابین خلبان بسیار پیشرفته است و دید بسیار خوبی حتی نسبت به پشت سر دارد و به گونه ای می توان آن را نوعی جدید از طراحی دانست که در آینده در هواپیمای F-22 نیز استفاده شد. شرکت جنرال داینامیک با انعقاد قراردادی در ۱۳ ژانویه سال ۱۹۷۵ با نیروی هوایی آمریکا موظف شد که یک نمونه ابتدایی عملیاتی از F-16 بسازد طراحان به گونه ای برای ساخت اولین مدل سعی و تلاش کردند که از آن می شد به عنوان یک هواپیمای چند منظوره «نبردهای هوا به هوا و هوا به زمین» استفاده کرد. نسبت به هواپیماهای زمان خود سبک وزن بود و نمونه اولیه آن با نام F-16A تنها ۱۵۶۰۰ پوند وزن داشت که باز هم در مدل های بعدی (B و C و D) تغییرات دیده می شود. از مدل A ۲۰ فروند ساخته شد که تمامی آنها تک سرنشینه بودند. نیروی هوایی سریعاً به فکر تربیت خلبانان ماهر برای هدایت این جنگنده افتاد و به همین علت مدل B دو سرنشینه ساخته شد. اولین پرواز هواپیمای جنگنده F-16A در دسامبر سال ۱۹۷۶ انجام شد و اولین نمونه عملیاتی آن در ژانویه سال ۱۹۷۹ تحویل اسکادران ۳۸۸ پایگاه هوایی هیل (Hill) در ایالت یوتا شد. مدل های بسیار متنوعی از آن ساخته شد. مدل های C و D جایگزینی برای هواپیماهای اولیه A و B بودند که تنها تفاوتشان در سیستم های ایونیک (الکترونیک پرواز) و سیستم های راداری بود. در مدل های C و D رادارها بسیار پیشرفته تر شدند و تسلیحات و موشک های مدرن بر روی هواپیما نصب شد و تا نوامبر سال ۱۹۸۱ تمامی آنها به نیروی هوایی تحویل داده شد. همان طور که می دانید یکی از مهم ترین قسمت های طراحی هواپیما موتور آن است. برای ساخت موتور نیز از شرکت های مجرب موتورسازی جنرال الکتریک و پرت و ویتنی دعوت به همکاری شد. F-16 یک موتور بود و به همین علت باید از یک موتور بسیار پرقدرت استفاده می شد مدل های F-100 از شرکت پرت و ویتنی و F-116 از جنرال الکتریک پیشنهاد شدند که هر دو توربوفن هستند و بازدهی خوبی دارند هرکدام از آنها حدود ۱۲۱۵۰ کیلوگرم نیروی پیشران تولید می کنند تا با چنین قدرتی سرعت هواپیما به دو ماخ (حدود ۱۵۰۰ مایل در ساعت) برسد. برد پروازی ۳۹۰۰ کیلومتر برای یک بار سوختگیری نشان دهنده مصرف نسبتاً پایین سوخت آن است. تمامی F-16ها مجهز به یک مسلسل M61A1 هستند که می تواند ۵۰۰ تیر در دقیقه (هشت تیر در ثانیه) شلیک کند. آویزگاه های خارجی بر روی بال ها و بدنه اصلی می تواند در هر پرواز چندین موشک را با خود حمل کند که برای معرفی تسلیحات قابل حمل توسط یک F-16 احتیاج به چندین صفحه روزنامه است. در کل یکی از بهترین هواپیماهای جنگنده است که نیروی هوایی آمریکا تمامی آنها را برای ورود به قرن جدید پیشرفته تر و به روز (Update) کرده است. مشخصات : - وظیفه : جنگنده چند منظوره - مبنای قدرت : یک موتور توربوفن - نیروی پیشران : 12150 کیلوگرم - پیشینه وزن برخاستی : 16875 کیلو گرم - طول : 12.8 متر - ارتفاع : 2.8 متر - فاصله دوسر بال : 9.8 متر - سرعت : دو ماخ - سقف پرواز : 15000 متر - برد : 3900 کلیومتر
 

 

موضوع: عمومی |  نویسنده: وحيد دشمن فكن | (نظر بدهید.)    

 
 
 

12:59 PM جمعه، 13 اردیبهشت هزار و سیصد و هشتاد و هفت
 


 

 

موضوع: عمومی |  نویسنده: وحيد دشمن فكن | (نظر بدهید.)